«خیاط» (Terzi) در همآمیزیِ ظرافتِ هنرِ خیاطی و خشونتِ تروماهایِ خانوادگی، روایتی است که از تار و پودِ رازهایِ پنهان بافته شده است. «پیام»، مردی که در ظاهر با مهارت و دقت، لایههایِ پارچهها را به هم میدوزد، در درون با لایههایی از شرم، مسئولیت و گذشتهیِ سنگین در کلنجار است. حضورِ پدرش، با تمامِ بیثباتیهایِ روانی و ذهنیاش، نه تنها باری بر شانههایِ اوست، بلکه سایهای است که بر شکوهِ موفقیتهایش سنگینی میکند. اما وقتی عشق، در قالبِ یک مشتریِ خاص (عروسِ آینده) وارد زندگیِ او میشود، مرز میانِ نظمِ خیاطخانه و آشوبِ زندگیِ شخصی، به شدت متزلزل میگردد. این سریال، روایتِ تقابلِ میانِ “صورتِ آراسته و بینقص” و “واقعیتِ تلخ و متلاشیشده” است؛ جایی که هر دوختِ دقیق، تلاشی است برای سرپوش گذاشتن بر زخمهایی که مدام از زیرِ پارچه، خودنمایی میکنند.