سریال «بایس من، رئیس من»، درامی است که با ظرافت به دنیایِ موازیِ «طرفدار و سلبریتی» نقب میزند. داستان با موقعیتی کنایهآمیز آغاز میشود؛ جایی که یک دختر شیفتهیِ یک ستاره (Idol)، ناخواسته سر از شرکتی درمیآورد که توسطِ همان ستاره حمایت میشود. این سریال فراتر از یک داستانِ عاشقانه معمولی، کشمکشی درونی را به تصویر میکشد: تضاد میانِ «تصویرِ ایدهآلگرایانهیِ ذهنی» از یک ستاره و «واقعیتِ ملموسِ تعاملاتِ کاری» با او.
سریال با به تصویر کشیدنِ این مثلثِ احساسی میانِ «خیالِ دور» و «واقعیتِ نزدیک»، به دنبالِ پاسخ به این پرسش است که آیا عشق باید بر پایه ستایشِ از دور باشد یا درکِ عمیق و روزمرهیِ یک انسان؟ «بایس من، رئیس من» با فضایی مدرن و محیطهایِ کاریِ شیک و پرزرقوبرق، مخاطب را به سفری درونی برای انتخاب میانِ رویاهایِ دیرین و فرصتهایِ نوپایِ زندگی دعوت میکند.