دافنه رینولدز به عنوان یک نوجوان هفده ساله آمریکایی که هرگز پدرش را ندیده است، اما چیزهایی درباره او شنیده، زندگی راحت اما رضایت بخشی دارد. او با مادر مجردش لیبی رینولدز بالای یک رستوران چینی در شهر نیویورک زندگی می کند. دافنه تصمیم می گیرد که بالاخره با پدرش دیدار کند، بنابراین او به انگلستان می رود.