در مزرعهای دورافتاده، جایی که روزها با کار سخت و یکنواختی سپری میشود، حیوانات تصمیم میگیرند علیه کشاورز ستمگر قیام کنند و کنترل زندگی خود را به دست بگیرند. این شورش در ابتدا با امید به آزادی، برابری و ساختن دنیایی بهتر شکل میگیرد، اما بهتدریج مسیر آن به سمت پیچیدگیهای تازهای منحرف میشود.
با گذشت زمان و شکلگیری نظم جدید، حیوانات در جایگاه قدرت قرار میگیرند، اما اختلافها، جاهطلبیها و تفسیرهای متفاوت از «برابری» باعث میشود همان آرمانهای اولیه دچار تغییر شوند. مرز میان عدالت و فساد کمکم محو میشود و ساختار جدیدی شکل میگیرد که شباهتهایی نگرانکننده با گذشته دارد.
مزرعه حیوانات روایتی نمادین از قدرت، فساد و فروپاشی آرمانهاست؛ داستانی درباره اینکه چگونه ایدههای عدالتخواهانه، در صورت فقدان آگاهی و نظارت، میتوانند به ابزاری برای تکرار همان ظلم گذشته تبدیل شوند.