در جهانی که خیال و تاریکی مرزی روشن با یکدیگر ندارند، بعضی داستانها فقط نوشته نمیشوند؛ بلکه نفس میکشند، رشد میکنند و گاهی راه خود را به دنیای واقعی باز میکنند. انیمیشن «من فرانکلدا هستم» ماجرای دختری جوان را روایت میکند که بیش از هر چیز، رویای نویسنده شدن را در سر دارد؛ دختری که ذهنش سرشار از تصویرها، روایتها و رازهایی است که آرام نمیمانند و کمکم او را به قلمرویی ناشناخته و شگفتانگیز پیوند میزنند.
فرانکلدا خیلی زود درمییابد که تخیل، تنها یک موهبت ساده نیست؛ نیرویی است که میتواند هم روشنایی بیافریند و هم تاریکی را بیدار کند. وقتی موجوداتِ برخاسته از ذهن، ترسهای پنهان و قصههای ناتمام، شکل واقعیتری به خود میگیرند، او ناچار میشود میان آرزوهای شخصیاش، قدرت خلاقیت و خطرهایی که در سایه انتظار میکشند، تعادلی دشوار پیدا کند. اینجاست که سفر او، از یک رؤیای نوجوانانه فراتر میرود و به رویارویی با ناشناختهترین بخشهای ذهن و دل تبدیل میشود.
«من فرانکلدا هستم» با آمیزهای از فانتزی، فضای خانوادگی و ترسی ملایم، جهانی خلق میکند که هم دلفریب است و هم اسرارآمیز. طراحی بصری متفاوت و حالوهوای افسانهای آن، تماشاگر را به دنیایی میبرد که در آن هر سایه میتواند داستانی در خود پنهان کرده باشد و هر داستان، دری به جهانی دیگر باشد. این اثر، در کنار ماجراجویی و رمز و راز، ادای احترامی است به قدرت قصهگویی؛ به این حقیقت که داستانها میتوانند هم پناه باشند، هم هشدار، و هم پلی میان انسان و عمیقترین لایههای خیال.
این فیلم به کارگردانی روی و آرتورو آمبرس، اثری منحصربهفرد در دنیای انیمیشن است؛ روایتی از دختری که برای یافتن صدای خود، باید از میان نجواهای خیال و سایههای کابوس عبور کند.