داستان فیلم درباره «ریچل» با بازی کامیلا مورونه و نامزدش «نیکی» با بازی آدام دیمارکو است که تنها پنج روز مانده به عروسیشان، برای برگزاری مراسمی صمیمی به خانه ییلاقی خانواده نیکی در دل جنگلی برفی میروند. با این حال ریچل که ذهنی آشفته و پر از تردید دارد، مدام احساس میکند اتفاقی شوم در راه است.
با وقوع حوادث عجیب و نشانههای نگرانکننده، اضطراب او شدت میگیرد و کمکم این پرسش در ذهنش شکل میگیرد که چه چیزی واقعاً دو نفر را به هم پیوند میدهد؛ و آیا ممکن است بدترین ترس، تعهدی مادامالعمر به فردی اشتباه باشد؟