در دل دادگاهی بیرحم، چهرهای پاک و بیآرایش، در سکوت فریاد میزند. روایت فیلم نه بر نبردها، بلکه بر آخرین ساعات زندگی زنی تمرکز دارد که با ایمانش در برابر ساختار کلیسا و سیاست ایستاد. تمام داستان در یک اتاق اتفاق میافتد، اما تنش و اضطراب آن از بسیاری از درامهای پرزرق و برق بیشتر است. دوربین با نماهای نزدیک بیسابقه، رنج و مقاومت ژاندارک را قاب میگیرد؛ انگار که سینما برای نخستینبار تصمیم گرفته روح یک انسان را مستند کند. بازی خیرهکنندهٔ بازیگر نقش اصلی، بدون نیاز به کلام، هر لرزش و امید را منتقل میکند. این اثر فراتر از یک فیلم صامت، تجربهای است دربارهٔ ایمان، شکنجه و وقار انسان در برابر سقوط.