همزاد روایتگر مردی است که در جهانی بسیار نزدیک به امروز، پس از تجربه فقدانی عمیق، به فناوری پناه میبرد تا خلأ عاطفیاش را پر کند؛ اما ورود این «حضورِ» غیرمنتظره به زندگی او، آرامش ظاهری را به تدریج به سوءظن و ترسی خاموش بدل میکند. آنچه قرار بود ابزار التیام باشد، کمکم به آینهای برای تاریکترین تمایلات صاحبش و در نهایت به تهدیدی مستقل تبدیل میشود.
فیلم با ریتمی حسابشده و فضاسازی سرد، مفهوم اعتماد را به محکی سخت میکشد: آیا میتوان به چیزی که ساختهی دست خود ماست عشق ورزید؟ مرز میان صمیمیت و وسواس، و میان انسان و ماشین، با هر سکانس باریکتر میشود. «همزاد» بهجای اتکا بر شوکهای مستقیم، تنش را از دل موقعیتها و انتخابهای اخلاقی شخصیتها استخراج میکند و در نهایت مخاطب را با پرسشی نگرانکننده تنها میگذارد: وقتی همراه ما «آینه»ی خود ماست، چه کسی واقعاً خطرناک است؟