داستان فیلم هشت سال پس از قسمت اول میگذرد. نورمن نوردستروم، کهنهسرباز نابینای نیروی دریایی، اکنون در انزوا با دخترخوانده یازدهسالهاش، فینیکس، زندگی آرامی دارد. او به فینیکس گفته است که مادرش در آتشسوزی خانه قدیمیشان کشته شده. تنها ارتباط نورمن با دنیای بیرون، هرناندز است؛ تکاور سابقی که او را تشویق میکند اجازه دهد فینیکس کمی از این زندگی بسته فاصله بگیرد.
اما زمانی که فینیکس ربوده میشود، آرامش ساختگی نورمن فرو میریزد و او ناچار است دوباره به همان غرایز خشن و تاریکی بازگردد که سالها پنهان کرده بود—بدون افشای جزئیات اصلی داستان.