هارولد چیسن جوانی است که به انتخاب خود تنهاست و دوستی ندارد. او وسواس مرگ دارد، این شیفتگی خود را در صحنه سازی خودکشی های ساختگی خود، رانندگی با ماشین نعش کش و شرکت در مراسم تشییع جنازه، حتی افرادی که نمی شناسد، نشان می دهد. مادرش زن ثروتمندی است و با او زندگی میکند. خانم چیسن مصمم است که هارولد "عادی" باشد، از جمله اینکه او را به درمان بفرستد تا مشکلاتش را حل کند و از طریق یک سرویس دوستیابی اینترنتی برای او دوست دختر پیدا کند.