همه تابستان را دوست ندارند. برای سارا، تابستان فقط برای مواجه شدن با رگبار دائمی تمسخر، قضاوت و بدرفتاری از سوی دیگر دختران دهکده اش است. اما اینبار متفاوت است. مردی ناشناس و مرموز به روستا می رسد و شکنجه گران او را می رباید. بالاخره یک نفر از سارا دفاع کرده است.