در یک تابستان فراموشنشدنی در دههی پنجاه، چهار پسر نوجوان در جستوجوی جسد گمشدهی پسری همسنوسال خود، راهی سفری میشوند که فراتر از مقصد فیزیکی، سفری درونیست. این داستان نه دربارهی مرگ، بلکه دربارهی رشد، دوستی و لحظاتیست که ما را برای همیشه شکل میدهند. با فضای روستایی، مسیرهای راهآهن و گفتوگوهایی که صمیمی و گاه کودکانهاند، پیوندی میان چهار شخصیت اصلی ساخته میشود که همزمان ساده و عمیق است. فیلم با روایتی بازگشتی، بزرگسالی را در تقابل با خاطرهی خالص نوجوانی قرار میدهد و نشان میدهد که گاهی یک تابستان، تمام آن چیزیست که انسان برای درک دنیا نیاز دارد.